برای ضربت خوردن علی (ع)

امشب ضربت خوردن مولا علی (ع) است در محراب مسجد کوفه به دست شقی ترین افراد که می خواستند با حذف فیزیکی یا ترور سه تن جامعه اسلامی و اسلام را نجات دهند..

لا اله الا الله از دست این نکبتان..

تنها دو بار اشک از دیده گانم سر کلاس درس جاری شد آن هم به واسطه خواندن 2 متن بود که قرعه هر دو به نام من افتاد یکی در سایه سار نخل ولایت از استاد موسوی گرما رودی که در ادامه متن آمده یکی هم داش آکل صادق هدایت...

در سایه سار را همانطور که می خواندم اشک می آمد که در پایان دیدم استاد هم می گرید.. 

ادامه نوشته

خودتان قضاوت کنید..

امام حسن علیه السلام در فضای سایبر هم غریب هستند و پستی که منتسب به ایشان بود فقط یک روز آخرین پست بود..

قربان غریبی تو آقا..


القصه..

متن را در ادامه مطلب بخوانید و قضاوت کنید..

نه می گویم از کیست و نه از کدام منبع.. 

ادامه نوشته

امام غریب..

تولد امام حسن مجتبی علیه السلام بر تمامی شیعیان و مسلمانان جهان مبارک باد..

یا مجتبی از سفره کرمت مردم سومالی را بی نصیب مگردان..



«قیلَ لَهُ(علیه السلام): مَا الْكَرَمُ؟قالَ: أَلاْ بْتِداءُ بِالْعَطِیةِ قَبْلَ الْمَسْأَلَةِ وَ إِطْعامُ الطَّعامِ فِى الْمحَلِّ. 

قیلَ فَمَا الدَّنیئَةُ؟ قالَ: أَلنَّظَرُ فِى الْیسیرِ وَ مَنْعُ الْحَقیرِ.»

از امام مجتبى سؤال شد: 

كرم چیست؟ فرمود: آغاز به بخشش نمودن پیش از درخواست نمودن و اطعام نمودن در وقت ضرورت و قحطى. 

سؤال شد: دنائت و پستى چیست؟ فرمود: كوچك بینى و دریغ از اندك.

جناب خاتمی به داد خودت برس..

لطفا این آیات نورانی قرآن رو (139 تا 145 سوره نسا) را با دقت بخوانید و اگر خواستید تفسیرش رو هم بخونید..

 

همانها كه كافران را به جاى مؤمنان، دوست خود انتخاب مى‏كنند. آيا عزت و آبرو نزد آنان مى‏جويند؟ با اينكه همه عزتها از آن خداست؟! (139) 
و خداوند (اين حكم را) در قرآن بر شما نازل كرده كه هرگاه بشنويد افرادى آيات خدا را انكار و استهزا مى‏كنند، با آنها ننشينيد تا به سخن ديگرى بپردازند! وگرنه، شما هم مثل آنان خواهيد بود. خداوند، منافقان و كافران را همگى در دوزخ جمع مى‏كند. (140) 
منافقان همانها هستند كه پيوسته انتظار مى‏كشند و مراقب شما هستند; اگر فتح و پيروزى نصيب شما گردد، مى‏گويند: مگر ما با شما نبوديم؟ (پس ما نيز در افتخارات و غنايم شريكيم!) ;  اگر بهره‏اى نصيب كافران گردد، به آنان مى‏گويند: مگر ما شما را به مبارزه و عدم تسليم در برابر مؤمنان، تشويق نمى‏كرديم؟ (پس با شما شريك خواهيم بود!)» خداوند در روز رستاخيز، ميان شما داورى مى‏كند; و خداوند هرگز كافران را بر مؤمنان تسلطى نداده است. (141) 

منافقان مى‏خواهند خدا را فريب دهند; در حالى كه او آنها را فريب مى‏دهد; و هنگامى كه به نماز برمى‏خيزند، با كسالت برمى‏خيزند; و در برابر مردم ريا مى‏كنند; و خدا را جز اندكى ياد نمى‏نمايند! (142) 
آنها افراد بى‏ هدفى هستند كه نه سوى اينها، و نه سوى آنهايند! (نه در صف مؤمنان قرار دارند، و نه در صف كافران!) و هر كس را خداوند گمراه كند، راهى براى او نخواهى يافت. (143) 
اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! غير از مؤمنان، كافران را ولى و تكيه‏گاه خود قرار ندهيد! آيا مى‏خواهيد (با اين عمل،) دليل آشكارى بر ضد خود در پيشگاه خدا قرار دهيد؟! (144) 
منافقان در پايين‏ترين درجات دوزخ قرار دارند; و هرگز ياورى براى آنها نخواهى يافت! (بنابر اين، از طرح دوستى با دشمنان خدا، كه نشانه نفاق است، بپرهيزيد!) (145) 


در سایت خبری آفتاب خبری مبنی بر سخنرانی جناب سید محمد خاتمی با دو گروه از تشکل های دانشجویی قرار دارد که خواندن آن را به شما توصیه می کنم و سوالی دارم از حضورتان..

آیا خدا از پررویی منافقان هم چیزی در قرآن آورده..؟؟

چند نکته در ادامه مطلب..

ادامه نوشته

قصاص

معمولا به اینگونه بوده که اجرا نکردن قانون توسط دستگاه مسئول هم باعث سرد شدن افراد قانون مدار هم پرو کردن افراد هنجار شکن و تشویق به هنجار شکنی به افرادی که از ترس تنبیه و قصاص، قانون را اجرا می کنند..

حالا در نظر بگیرید حکم قصاص آمنه را که به واسطه آدم دیوانه ایی هم از زیبایی افتاده هم کور شده هم 7 سال است نه شب دارد نه روز و هم تر آواره بودن او در این چند سال در ممالک غریب،،که در این باب چند نکته دارم..

1- جنایت سال 83 اتفاق افتاده و حکم دارد 7 سال بعد با اینکه متهم نه فراری بود و نه پرونده پیچیده بوده انجام میشود..

2- حکم کجا انجام می شد در بیمارستان دادگستری یعنی زمانی که حکم اجرا شد آن دیوانه را به اتاق عمل برده و معالجه کنند. در این خصوص یادم میاید حکم دزدی که قرار بود در قم اجرا شود و می خواستند انگشتان دزد را قطع کنند (( جالب بود یخ اماده کرده بودند که تا حکم اجرا شد هم انگشتان قطع شده را درون یخ بریزند هم دست را و آمبولانس آماده تا دزد را برای مداوا به بیمارستان ببرند و لابد اتاق عمل هم آماده سرویس دهی.. 

3- مگر آن دیوانه با قطره چکان اسید پاشیده بود که آمنه برای قصاص باید از قطره چکان استفاده کند.

4- این همه اصرار برای رضایت گرفتن از آمنه برای چه بود.. چرا همه تلاش می کنند که رضایت بگیرند..

5- مگر محل انجام جنایت در بیمارستان بوده که الان حکم را می خواهید در بیمارستان اجرا کنید..

6- آمنه دلش می خواهد ببخشد، ببخشد به ما ربطی ندارد.. ولی ولی  

ولی اینگونه اجرا کردن حکم خدا تنها به پر رو شدن افرادی منجر می شود که از ترس قصاص جرات انجام جنایت را ندارند وقتی می بینند که یارو اسید پاشیده در زندان هست اعتراف کرده و همه چیز مهیاست پرونده 7 سال طول میکشد تازه موقع اجرا هم همه در صدد رضایت گرفتن بلند می شوند و تازه تر هم اگر رضایت ندهی همه امکانات مهیاست تا به شمای جنایت کار آسیب کمتری برسد چرا دست به انجام جنایت نزی برای رسیدن به اهدافت چه به حق چه نا حق که در مورد به حق بودن حرف دارم که در این مقال نمی گنجد...

به عوامل فوق می توانید کمی چاشنی سیاست هم اضافه کنید تا نتوانند بالاتر از گل به شما بگویند و با خیال راحت در انگلستان مشغول تحصیل علم باشید.. 

روزه و چاقو..

1. بعد از انجام کار در آزمایشگاه به اتاق مدیریت آزمایشگاه رفتم ، دوستان داشتند در مورد روزه گرفتن در تابستان صحبت می کردند که به محض ورود من از من سوال شد که روزه گرفتن در تابستان را بیشتر دوست دارم یا زمستان ؟؟ که من بدون فوت وقت جواب دادم معلوم است ""تابستان"".. یکی از همکاران که انگار ناراحت شده بود گفت خدا هم انقدر سخت نمی گیرد... در دل گفتم: مگر از من سوال شد خدا دوست دارد یا سوال شد من دوست دارم.. 

شهید آوینی : هنگامی که ناقوس جنگ به صدا در می آید شناختن مرد از نامرد آسان می شود پس ای شیپور چی بنواز..

شهید عطار.. هنگامی که ماه رمضان در تابستان شروع می شود شناختن . . . از . . . آسان می شود پس ای موذن زاده و شجریان بخوانید الله اکبر و ربنا را..


2. برای بازگشت به خانه از سر کار سرویس داریم که راننده سرویس ما جوانی است که فرق مجرد با متاهل و زن با مرد را نمی داند دلیل بر این مدعا هم آهنگ های خواننده زن و عکس خواننده های زن است که به ماشین خود نصب کرده است. من با هزار  زحمت توانستم صدای زن را قطع کنم و بعد از چند روز به تصاویر بپردازم که امروز طهر در حال بازگشت در دمای دقیقا 55 درجه سانتی گراد بودیم که ناگهان پرایدی آمد و با چراغ به راننده فهماند که بیاستد او هم ایستاد.آخوندی جوان پیاده شد و آمد به جوان گفت آقا می شود این عکس را از ماشینت برداری ؟؟ جوان گفت ان شاء الله فردا.. آخوند خدا حافظی کرد و رفت راننده رو به من کرد و گفت: امر به معروف کرد یا نهی از منکر؟؟؟  گفتم:  نهی از منکر. گفت : پس اینها را با چاقو می زنند؟؟ گفتم عکس را در می آوری؟؟ گفت : فردا..

فردا بتان می گویم...

امیدوارم نهی از منکر مودبانه اش اثر کند..

ان شاءالله..

پانوشت........................................................................................

با آرزوی موفقیت برای همه ناهیان از منکر و امران به معروف.. کنده بود..