معمولا به اینگونه بوده که اجرا نکردن قانون توسط دستگاه مسئول هم باعث سرد شدن افراد قانون مدار هم پرو کردن افراد هنجار شکن و تشویق به هنجار شکنی به افرادی که از ترس تنبیه و قصاص، قانون را اجرا می کنند..
حالا در نظر بگیرید حکم قصاص آمنه را که به واسطه آدم دیوانه ایی هم از زیبایی افتاده هم کور شده هم 7 سال است نه شب دارد نه روز و هم تر آواره بودن او در این چند سال در ممالک غریب،،که در این باب چند نکته دارم..
1- جنایت سال 83 اتفاق افتاده و حکم دارد 7 سال بعد با اینکه متهم نه فراری بود و نه پرونده پیچیده بوده انجام میشود..
2- حکم کجا انجام می شد در بیمارستان دادگستری یعنی زمانی که حکم اجرا شد آن دیوانه را به اتاق عمل برده و معالجه کنند. در این خصوص یادم میاید حکم دزدی که قرار بود در قم اجرا شود و می خواستند انگشتان دزد را قطع کنند (( جالب بود یخ اماده کرده بودند که تا حکم اجرا شد هم انگشتان قطع شده را درون یخ بریزند هم دست را و آمبولانس آماده تا دزد را برای مداوا به بیمارستان ببرند و لابد اتاق عمل هم آماده سرویس دهی..
3- مگر آن دیوانه با قطره چکان اسید پاشیده بود که آمنه برای قصاص باید از قطره چکان استفاده کند.
4- این همه اصرار برای رضایت گرفتن از آمنه برای چه بود.. چرا همه تلاش می کنند که رضایت بگیرند..
5- مگر محل انجام جنایت در بیمارستان بوده که الان حکم را می خواهید در بیمارستان اجرا کنید..
6- آمنه دلش می خواهد ببخشد، ببخشد به ما ربطی ندارد.. ولی ولی
ولی اینگونه اجرا کردن حکم خدا تنها به پر رو شدن افرادی منجر می شود که از ترس قصاص جرات انجام جنایت را ندارند وقتی می بینند که یارو اسید پاشیده در زندان هست اعتراف کرده و همه چیز مهیاست پرونده 7 سال طول میکشد تازه موقع اجرا هم همه در صدد رضایت گرفتن بلند می شوند و تازه تر هم اگر رضایت ندهی همه امکانات مهیاست تا به شمای جنایت کار آسیب کمتری برسد چرا دست به انجام جنایت نزی برای رسیدن به اهدافت چه به حق چه نا حق که در مورد به حق بودن حرف دارم که در این مقال نمی گنجد...
به عوامل فوق می توانید کمی چاشنی سیاست هم اضافه کنید تا نتوانند بالاتر از گل به شما بگویند و با خیال راحت در انگلستان مشغول تحصیل علم باشید..