مهدی باکری..

 

25 اسفند سالروز شهادت مهدی باکری بر غیور مردان ایران اسلامی و آذری زبان‌های عزیز تسلیت باد..

 

جای خالی این چنین مردانی بیشتر ازهمیشه در این عرصه‌های سخت احساس می‌شود..

در شب شهادت عباس بابایی یکی از دوستان خوزستانیش خاطراتی را از مهدی باکری گفت که حیرت آور بود. به او گفتم چرا اینها را کتاب نمی‌کنی..؟؟

گفت خیلی ها جنبه شنیدن این خاطرات را ندارند و فکر می‌کنند آنها می‌خواستند خودشان را به کشتن دهند.

می‌گفت: پای نقشه عملیات نشسته بودیم برای تقسیم بندی مناطق بین لشکرها،، جاهایی که از همه سخت‌تر و شهادت در آنها قطعی بود را "آقا مهدی" انتخاب می‌کرد. می‌گفت: حتی یک روز دیر به یک جلسه آمد و مناطق تقسیم شده بود و جای آسانی به "بچه‌های آقا مهدی" رسیده بود، با عصبانیت زد زیر نقشه و گفت: "از اول تقسیم بندی کنید.."   

 

سوال از رییس جمهور..

1..)) گفت دیروز توی موبایل یکی از بچه‌ها یه کلیپ دیدم خیلی جالب بود. گفتم چه کلیپی.؟ گفت : یه هندی بود زغال قرمز گداخته رو خورد. بعد با حالتی شگفت زده بلافاصله گفت:  

ادامه نوشته

چند جمله..

برای خالی نبودن عریضه و همچنین آپ کردن و به زور در صحنه بودن چند مورد خدمتتان عرض میکنم تا خنده بر لبانتان ظاهر شود در این روزهای منتهی به سال نو..


پاداش پارسال نیروهای شرکتی را امروز 1390/12/22 دادند.. با 11 ماه و 22 روز تاخیر..


تازه از پاداش مالیات هم کم کرده اند..  مثلا شما به پسر بچه ایی عیدی می دهی بعد می گویی 1500 تومانش را بابت کارمزد بده.. یا نه 3500 تومان می دهی و می گویی بیا قلی جان این 5000 تومان عیدی برای تو..

عکس جدید رو هم ببینید و حال کنید..


ای بابا.. سال نوتون مبارک..


 

شما بگید من چی بگم به این کامنت..

یه کامنت اومده برام لطفا شما جوابش بدید.. همین..


سلام
ببين آقا
شما با تمام دنيا مشكل داريد تمام دنيا با شما مشكل ندارن.
33 ساله داريد داد مي زنيد مرگ بر آمريكا 33 ساله داريد پرچم كشورهارو مي سوزونيد آخه چرا؟ هر وقت هم كم آورديد جمع مي شيد و يه سفرات رو مي گريد و 1 ميليارد خسرات مي زاريد و چهره وحشي خودتون رو نشون مي ديد.
جمع كنيد.
براي آمريكا آبخوردنه گرفتن ايران و غزه و لبنان.
ما دوست نداريم جنگ بشه اما خودتون خيلي دوست داريد جنگ بشه.
دولت ايران مثل يك بچه دو ساله هست كه داره براي يك جمع ده نفره خط و نشون مي كشه.
مردم ايران مردم صلح دوستي هستن اما گرفتار يك دولت و حكومت كودن و وحشي و خشونت طلب و عرب شدن.


کار بعدی..


دوستان برای نواختن سیلی بعدی به رهبری سید خودتان را آماده کنید..


مبادا در این برهه حساس کنونی یابو برتون داره و مغرور بشید..


آخرین روزهای انتظار است..



گناه ما..

 

چند کشور غربی و آمریکا دور هم جمع شده‌اند و به خود لقب جامعه جهانی داده‌اند  برای حفظ امنیت خود شورای امنیت بوجود آورده‌اند، اهرم فشاری به اسم حقوق بشر سازمان ملل دارند، بانکی برای بدهکار کردن دولت‌ها به خود دارند با نام صندوق بین المللی پول، نیروهای نظامی چند ملیتی برای حمله به کشورهای هدف دارند به نام ناتو، نیروهایی برای محکم کردن پای خود در کشور هدف دارند به نام  نیروهای حافظ صلح، شرکت‌هایی چند ملیتی عمرانی برای درآمدزایی از کشورهایی که بواسطه جنگ ویران می‌شوند دارند به نام مثلا هالیبرتون و بلک واتر، شرکت‌های مشاوری در امر نظام سازی برای دولت‌هایی که با کودتا یا جنگ روی کار آمده اند و هنوز سر و سامان خوبی ندارند، دارند با همان شرکت‌های مشاور یا مستشار یا بهتر بگوییم جاسوسانی حرفه‌ایی که رییس آن دولت اجازه آب خوردن بدون اجاز مستشار را ندارد دارند، پادوهایی در کشورهای هدف دارند که اهداف انها را  دنبال می‌کنند، یا بهتر بگوییم خائنینی داریم که اهداف آنها را دنبال می کنند، گروه‌های جدایی طلبی دارند که بهترین اهرم فشار برای فشار به دولت مستقر در کشور هدف است مثلا در ایران به نام جند الشیطان، پژاک، خلق عرب و . . . که از طرف آنها تامین نظامی – اقتصادی – آموزشی و اطلاعاتی می‌شوند، بازاری دارند که هر کس را که بخواهند در عرض دو سوت تحریم می کنند به نام تجارت جهانی، اهرم فرهنگی بسیار قوی دارند که هر کاری را که بخواهند در آینده انجام دهند ذهن سراسر مردم دنیا را با آن آماده می کنند به نام هالیوود، بوق های پر سر و صدایی دارند که گوش همه را کر می کند به نام رسانه، سازمانی دارند برای کنترل برنامه هسته ایی کشورها که مبادا کشوری پای خود را از گلیمشان بیشتر دراز کند. بگذریم از باشگاههای فضایی و زیست فن‌آوری و سلول های بنیادی و رادیو دارو ها و غیره که هیچ کشوری حق ورود به این علوم انحصاری را ندارد.

گناه ما فقط همین است که می‌خواهیم روی پای خود بیاستیم. اگر با آنها نباشی حتی اگر سالی یک بار هم در کشورت انتخابات باشد به دیکتاتوری متهم می‌شوی، اگر 1000 روزنامه هم داشته باشی باز به عدم وجود آزادی بیان متهم می‌شود، اگر وزیر زن هم داشته باشی باز به نقض حقوق بشر متهم می‌شوی، اگر بیایی می‌گوید نیامده و هزار اگر دیگر. اما اگر زیر سلطه او باشی حتی اگر خون مردمت را مانند آب روی زمین بریزی باز چشمانششان نمی‌بیند، اگر زنان حق رانندگی نداشته باشند نهادهای حقوق بشر ساکت می‌مانند، و اگر در 25 سال یک انتخابات هم نداشته باشی هیچ وقت به دیکتاتوری متهم نمی‌شوی تازه با تو رقص شمشیر هم می‌کنند و شراب هم می نوشند..

آری گناه ما این است که به نیابت از تمامی انبیاء الهی در برابر ظلم ایستاده‌ایم و این امر  سخت است اما وعده های الهی حق است.

» و نرید ان نمن علی الذین ‌استضعفوا فی الارض و نجعلم ائمه و نجعلم الوارثین«

 

حماسه‌های یک حضور..

 

تا حالا راجع به کلمه حضور فکر کرده‌اید..؟؟

حماسه حضور می‌تواند مانع یا بوجود آورنده چه اتفاقاتی اعم از تلخ یا شیرین باشد..؟؟

حضور بسیار مهم است. از ابتدا که نگاه کنید حضور و در صحنه بودن کار را به پیروزی کشانده و عدم حضور به شکست.

به باز شدن رود نیل توجه که دارید، اگر موسی خود تک و تنها بود آیا باز می‌شد..؟؟

به حضور آن دسته افرد در آن تنگه معروف در جنگ احد توجه کنید.. اگر پیامبر خدا هم باشی، اصلا تو بهانه خلقت هم که باشی اگر حضور نباشد وهر کس وظیفه خود را انجام ندهد باز جنگ شکست می‌خورد حتی تا کشته شدن پیامبر.

اگر حضور نباشد امام با چاه درد و دل می‌کند و اگر حضور بیشتر نباشد این عمار می‌گوید و حکمیت صفین می‌شود و . .

اگر حضور به موقع نباشد فاطمه سلام الله علیها پشت در می رود و . . .

اگر حضور نباشد امام حسن صلح می‌کند و صفت م ذ ل المومنین را به او نثار می‌کنند.

اگر حضور نباشد امام حسین از شهدا کمک می‌طلبد. هانی را صدا می‌زند عباس را صدا می‌زند و . .

اگر حضور نباشد امام غایب می‌شود و حضور یعنی بودن در صحنه و بالا بودن پرچم به هر قیمتی.

اگر حضور باشد می‌شود ژاندارم منطقه را با خفت بیرون کرد و می‌شود در مقابل ابرقدرت‌ها ایستاد و می‌شود پشت آن‌ها را به خاک مذلت مالید و می‌شود در مقابل جهان 8 سال با قدرت ایمان و حضور ایستاد و می‌شود سازندگی کرد و تحریم‌های هر چند سخت را پشت سر گذاشت، می‌شود از فتنه گذشت و با حضور می‌شود انتخابات 88 را که دشمن را هم به تحسین وا داشت انجام داد و با حضور می‌شود مشت محکم کوبید بر دهان یاوه گویان و می‌شود با حضور جنگ شروع نشده را پیروز شد و با حضور می‌شود جهانی را به ریخت و با حضور می‌شود 9 دی بوجود آورد و با حضور می‌شود انقلاب های منطقه را جان تازه بخشید و با حضور می‌شود با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا از خدمت خواهران و برادران مرخص شد و با حضور می‌شود زمینه ظهور را فراهم کرد و با حضور می‌شود مانع رفتن میخ در به پهلو شد و با حضور می‌توان مانع از درد و دل امام با چاه شد و با حضور می توان مانع از صلح نامه شد و با حضور می‌توان سر امام را بر نیزه ندید و با حضور می توان انا بقیة الله را شنید..

حضور به موقع یا همان موقع شناسی که رهبر فرمود بعد از راه‌پیمایی 22 بهمن..

 

چرا از مرگ می ترسیم


حجت الاسلام و المسلمین قرائتی در پاسخ به این سوال که «چرا از مرگ می‌ترسیم؟» پاسخ داده است: راننده زمانی در جاده می ترسد که یا بنزین ندارد یا قاچاق حمل کرده یا اضافه سوار کرده یا با سرعت غیر مجاز رفته یا جاده را گم کرده یا در مقصد جایی را آماده نکرده و یا همراهانش نااهل باشند.

اگر انسان برای بعد از مرگ خود، زاد و توشه لازم را برداشته باشد، کار خلاف نکرده باشد، راه را بداند، در مقصد جایی را در نظر گرفته باشد و دوستانش افراد صالح باشند و حرکتش طبق مقررات و مجاز باشد، نگرانی نخواهد داشت.

انتخابات مجلس..


کلا نماینده شدن حال می دهد. بیشتر از نماینده شدن جبهه تشکیل دادن حال می دهد. جبهه ساخته اند صدای ملت، حالا کدام ملت نمی دانم ولی احتمالا تعریفشان از ملت همان خاندان کسی است که نمی شود اسمش را آورد. آن یکی جبهه تشکیل داده x+x همه دور هم جمع شده اند انگار نه انگار که اتفاقی افتاده و انگار نه انگارتر که رهبر این مملکت همان که اطاعت از او را اولویت جمع آوری رای برای خود کرده اند دو سال پیش از صدای گوش خراش سکوت بلندشان و بسته شدن حلقومشان فریاد "این عمار" سر داد. اسم خود را گذاشته اند اصولگرا اما نمیدانم چرا تمام سرمایه داران شهرها ازشان حمایت می کنند.

و نرید انمن علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم الائمه و نجعلهم الوارثین. 

در مساجد سخنرانی می کنند، دم از ولایت مطلقه فقیه می زنند، از لبشان "مردم مردم"  نمی افتد، وعده می دهند به اندازه ایی که انگار عمر نوح دارند، همه کار می کنند تا رای بیاورند اما زمانی که کار از کار گذشت آنچنان آلزایمر هدفمندی می گیرند که انگار "نه پادشاهی رفته نه پادشاهی آمده".

اما با این وجود رای می دهم. 

دلیل اولش این است که تابع رهبریم. نه بیشتر از او از نامردی ها و خیانت ها خبر دارم و نه بیشتر از او دلسوز. او هم رای می دهد من هم رای می دهم.

دلیل دوم اینکه بتوانم اگر فردا طرفم رای آورد بتوانم با اقتدار از او انتقاد کنم و جلوی او بایستم.

دلیل سوم اینکه چاره نداریم بالاخره به خاطر یک بی نماز که درمسجد را نباید بست و هر مسجدی هم 10 تا دستشویی دارد.

دلیل بعد اینکه چه بخواهیم چه نخواهیم، چه خوشمان بیاید چه نیاید، چه راضی باشیم چه نباشیم، دشمن در کمین ماست و به اندازه ای سی و سه سال از ما کینه دارد و منتظر فرصت است تا انتقام خود را بگیرد، انتقامی سخت. کافیست میدان را خالی ببیند. خالی کردن میدان توسط ما یعنی همان سکوت در فتنه یعنی آب به آسیاب دشمن ریختن یعنی چراغ سبز به دیگران یعنی بفرمایید داخل.

 انتخاب اصلح ،، کاری هم ندارد فقط باید بخواهی. این انتخاب اصلح را می توان با گذشته افراد مورد بررسی قرار داد و انتخاب را انجام داد. 

به یک نفر با داشتن  گذشته خوب نمی توان اعتماد کرد که در آینده خوب باشد اما کسی که در گذشته اش خطا داشته حتما نباید اعتماد کرد چه اصولگرا باشد چه اصلاح طلب چه هر جبهه 3 نفره دیگر.

در عصر ما گذشته بد می شود سکوت در فتنه، حمایت از فتنه، پرداختن به مسائل فرعی، آنان که در مقابل  منویات رهبری ایستادگی کردند، آنان که در مسئله دانشگاه آزاد فعال بودند، آنان که طرح نظارت بر نماینگان را روی زمین گذاشتند، آنان که از حلقوم اصول گراییشان صداهای دیگری شنیده شد.