روشنفکر و روشنفکر نماها

 

نمی دونم دیدید یا نه..؟؟

وقتی دو نفر تو یه فیلم با هم حرف می زنن و یکی از اونا متوجه میشه که طرف مقابل یکی از بستگانش رو از دست داده سریعا بعد از متوجه شدن از این کلمه استفاده می کنه..""" اوه متاسفم""

کلمه خدا رحمتش کنه تبدیل شده به متاسفم..


حالا خدا وکیلی استاد سمندریان بیشتر به یه فاتحه احتیاج داره و خیرات یا این قرتی بازی ها..

 

ادامه نوشته

چای سبز..

 

اول پست قبل را بخوانید..

اگر فرآیند تخمیر را روی چای سبز انجام دهیم، چای سیاهی که ما استفاده می‌کنیم تولید می‌شود.

حالا شما هزینه‌های امکانات، انرژی، نیروی کار، مقدار آب، برق و گاز مصرفی و مواد لازم برای فرآیند تخمیر را اگر کم کنی می توانی چای سبز را با یک چندم قیمت روانه بازار کنی..

اما چرا چای سبزی که هزینه زیادی روی آن انجام نمی‌شود (هزینه‌های مربوط به تخمیر) باید از چای سیاه گرانتر باشد..؟؟

جواب این سوال روشن است.

به بیل گیتس گفتند اگر ورشکسته شوی چکار می کنی..؟؟  گفت: 10 دلار قرض می کنم.1 دلار را سرمایه می‌کنم 9 دلار را تبلیغ..

آری.. با تبلیغ می توان چای سبز را به بهانه تناسب اندام و لاغری و گذاشتن اسم چند دکتر تغذیه در اولش با قیمتی بسیار زیاد فروخت.

با تبلیغ بازی نخورید.

همه نوع تبلیغ را. تبلیغات سیاسی گرفته تا چیپس و پفک.. (خودتان جان کلام را بگیرید)

 

عروسک های خیمه شب بازی..

 اول از همه اعتماد شما را جلب می‌کنند. بعد برای تسخیر شما، باید شما را معتاد خودشان کنند. ابتدا شما را با انواع و اقسام خوردنی‌ها به سمت خود جلب می‌کنند. خوب که استفاده کردید شما را با خطرات آن از طریق دیگری آشنا می‌کنند. در این بین کم تحرکی را بوسیله کامپیوتر و فیس بوق و ماهواره به شما هدیه می‌دهند. این کم تحرکی و آن تغذیه‌ی بد و استرس‌های محیطی می‌شود بلای قلب و فشار خون و دیابت و چاقی شما.

بعد از اینها شما را با انواع و اقسام قرص‌های لاغری، وسائل ورزشی لاغری و انواع نوشیدنی‌های لاغری آشنا می‌کنند. فایده ندارد و خودشان بهتر می‌دانند. شما کماکان چاق‌تر می‌شوید و در فیلم‌ها انواع افراد خوش هیکل را می‌بینید که همه تمایل به ارتباط با آنها را دارند به خاطر لاغریشان و لباس‌هایی که لاغر نشانشان می‌دهد. شلوار لی فاق کوتاه و تی‌شرت‌هایی که اگر ذره‌ایی شکم داشته باشی به تن شما زار می‌زند.

چاقی را به صورت کاریکاتوری به شما نشان می‌دهند یعنی اینکه فقط شکم شما چاق است و هیچگونه بافت چربی در بدن شما (بازوها، ران‌ها، باسن و غیره . . ) وجود ندارد در نتیجه روی لاغری شکم شما کار می‌کنند و به جای اینکه ورزش را به شما پیشنهاد دهند، توتال کر و سونا بخارهای خانگی را معرفی می‌کنند، در نتیجه شکم شما با ممارست خودتان لاغر می‌شود اما ران‌ها بازوها و باسن شما کماکان چاق است که با یک شلوار لی تنگ فاق کوتاه مشکلش حل می‌شود. چند وقت که این‌گونه زندگی کنید به بیضه‌ها فشار می‌آید و بعد از ازدواج باید در این داروخانه و آن داروخانه و از آن متخصص و از این متخصص سراغ داروهایی را بگیرید که نازایی یا عقیم شدن و بی تحرکی اسپرم‌های شما را درمان کند.

و این قصه سر دراز دارد...

این نمونه‌ایی از قتل عام خاموش جوانان یک کشور است که کاملا برنامه ریزی شده و حساب شده عمل می‌کنند.

در بین اینها تبلیغاتشان چنان کر کننده است که اگر نمی‌خواهی گوش هم دهی همه تو را متهم به نفهمی و بدبینی می‌کنند.

به این برنامه می توانید شیوع کفش‌های نامناسب را اضافه کنید و بعد از کمر درد عده زیادی شیوع کفش های طبی با قیمت بالا و فرم زشت را..

یا چای سبز را که در پست بعد توضیح خواهم داد.

 

آنها و اینان

 

یکی به پسرش میگو می‌دهد هفته‌ایی 3 بار، هنوز خواندن و نوشتن بلد نیست برایش موبایل می‌خرد، انواع کلاس‌های موسیقی را ثبت نامش می‌کند تا به روحش آرامش دهد، هم در بهترین مدارس غیرانتفاعی درس می‌خواند هم بهترین معلمان خصوصی به منزلش می‌آید هم در بهترین کلاس‌های زبان ثبت نام می‌کند هم  با سرویس اختصاصی به مدرسه و کلاس می‌رود هم تفریح روزانه او اسکیت و پینت بال است هم استخر او به موقع هم لباس تابستانه و بهاره و پاییزه و زمستانه‌اش هم مسافرتش به راه است هم امکانات به روزش هم تحویل گرفتنش هم پول تو جیبیش هم بدون گواهینامه رانندگیش هم قبل از گواهینامه گرفتنش ماشینش به سن کنکور هم که رسید تمام کلاس‌های کنکورش به راه است آخرش هم می‌شود دانشجوی پولی رشته پزشکی و در جمع دوستان از دوران سخت زندگیش تعریف می‌کند اگر سیگاری نشود و هزار راه خلاف دیگر نرود و بشود سوهان روح پدر و مادر.

اما آبدارچیی داریم ساکن یکی از روستاهای 20 کیلومتری اهواز، دخترش یک روز دارد خرماها را از زیر نخل به انبار منتقل می کند یک روز هم بعد از 15 سال اولین مسافرتش قم بوده. یک روز دیگر باید به مادرش در نان پختن کمک کند روز دیگر در تمیز کردن طویله گاومیش‌ها و هر روز در غذا پختن و پهن و جمع کردن سفرهای صبحانه و ناهار و شام. برادرش نخبه و خودش هم نخبه حالا پدرش (آبدارچی شرکتمان) با نگرانی می گوید: دانش آموز ممتاز در آزمون استعدادهای درخشان شده حتی امتیازش از برادرش بالاتر شده.

می گویم: چرا ناراحتی؟

می گوید: خانه ما آنجا، مدرسه‌اش زیتون، نمی دانم چکار کنم پول سرویسش را ندارم . . .

 

تازه اینها هفته‌ایی 12 بار پنیر می‌خورند که فسفر مغر را می‌سوزاند. آنها هر روز صبحانه یا تخم مرغ دارند با آب پرتقال یا با پنیر گردو می‌خورند که نگران فسفر از دست رفته نباشند.