فوتسال
فوتسال ، راپل ،تیرل و پیاده روی جزء لاینفک دوران دانشجویی بود. شب ها یا سالن بودیم یا پیاده روی ، روزهای تعطیل و بعضی روزهای خاص هم تیرل و راپل..
فوتسال ، راپل ،تیرل و پیاده روی جزء لاینفک دوران دانشجویی بود. شب ها یا سالن بودیم یا پیاده روی ، روزهای تعطیل و بعضی روزهای خاص هم تیرل و راپل..
اونایی که دانشجو بودن می دونن بچه های خونه دانشجویی یا خوابگاه با وجود اختلافات دینی اجتماعی تربیتی و سیاسی با هم زندگی می کنن و به قول خودشون یا خودمون پایه هستن. اینو می تونید از اونایی که تجربه داشتن بپرسید. ما هم همچین حالتی داشتیم سفرهایی هم میرفتیم مثل (( مراغه یا سهند ، 4 بار شمال ، کاشان ، دهات های اطراف قم ، اراک ، دریاچه 15 خرداد قم ، شهریار ، چند بار تهران ، قزوین ، گیلان ، به بار هم خواستیم قم – تهران رو پیاده بریم ولی نشد و . . .))


یکی از مهارت هایی که بچه های دزفول دارن بجز موتور سواری و لغز شوندن،، شنا کردنه. اونم به واسطه رودخانه دزی هست که از وسط شهر رد میشه. این رودخونه نواحی مختلفی داره با اسامی و کاربرد های متفاوت مثلا جایی واسه خانواده( علی کله) ، جایی واسه جوون ،جایی هم که اگه آدم شنا بلد نباشه نباید بره ( اونور دووه) و . . . از جمله این جاها یه قسمت از مسیر رودخونه هست به نام طار خانی یا تار خانی. جایی بسیار خوب برای شنا کردن خاص. این خاص به این معنی هست که ما مثل دریا شنا نمی کنیم یعنی بریم جلو و بیایم عقب. نوع شنا کردن ما به این صورته که چند نفری حدود چند کیلومتر خلاف آب میریم البته تو خشکی بعد خوب که از کمپ دور شدیم وارد آب میشم و با جریان آب اون چند کیلومتر رو برمیگردیم. (( اصطلاحا میگن بریم از بالا بیایم)) حالا شما می تونی بری یه کم بالا تر جایی به اسم کوپیته(( چند کیلومتر بالاتر)) و از اونجا بیایی ولی باید یه سری وسایل باهاتون باشه مثل جلیقه نجات یا تویوپ اونم به خاطر اینکه ممکنه تو آب خسته شی و این وسایل بدردت میخوره ولی اگه احیانا به غرورت بر می خوره خوب نپوش.
تابستان 86 با بچه های دزفولی دانشگاه آزاد قم رفتیم طار خانی.

سلام آقا..
این روزها به شدت دلتنگ تو و جمکرانت شده ام. یاد آن روزها بخیر که پایه می شدیم و با بچه ها و برای دیدن گنبد جمکرانت و 2 رکعت نمازی که به اندازه 10 رکعت طول می کشد پیاده در آن هوای سرد قم عازم می شدیم. می گفتیم و می خندیدیم و توهم می بافتیم. پیاده تا جمکران. . .