برای خودم..

 

چقدر حال می‌دهد یک شهید، یک آدم صالح و خوب، یک کسی که ذره‌ایی آبرو پیش خدا آدم را بشناسد.

آری دقیقا دارم به این آشناییم با حاج احمد افتخار می‌کنم و فخر می‌فروشم. حالا کسی را در نظر بگیرید که دور و برش پر باشد از این انسان‌های شهید و صالح و در نظرتر بگیرید خود شهید را.

" لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون "

داشتم فکر می‌کردم یک شهید، من را به نام کوچک می‌شناسد. وای که برای دنیا و آخرتم کافیست. اصلا ضامن، معتبرتر و رسمی تر از این دیده‌اید. تو با خدا عهد بسته ایی و جانت را بر این عهد گذاشته‌ایی، نصفش را در همان سال‌های دفاع دادی و نصف دیگرش را هم در سال 90. شاید خدا خواست تو را با ما همنشین کند که ما بفهمیم مردان خدا چگونه بودند که هنرشان شهادت بود و شجاعت یکی از صفات‌شان. هنرشان کورشدنی نیست زیرا امامشان می‌گفت: " شهادت هنر مردان خداست و راه و رسم شهادت کور شدنی نیست".

تازه دارم درک می کنم نگاه‌های پدرم را که با حسرتی تمام نگاه می‌کند به دشت‌های دهلران تا سایت 4 و 5 تا طلاییه تا شلمچه تا جزیره مجنون تا این ور پاوه حتی تا جماران را..

تازه دارم درک می کنم اشک هایی را که زمان شنیدن کلمه "یا حسین" از دیده گانشان سرازیر می‌شود. آخر ما فقط با کلمه "یا حسین" سینه زده‌اییم اما آنان سینه که زده‌اند هیچ، جان هم داده‌اند، عشق بازی کرده‌اند. دقت کرده‌اید به رهبر، فقط با شعار " حسین حسین شعار ماست .. شهادت افتخار ماست" سینه می‌زند و در دل حسرت می‌خورد.

تازه دارم درک می‌کنم چرا اسم دانشگاهشان امام حسین و اسم هیئتشان عاشقان ثارالله است.

از اینکه حاج احمد را از دست دادیم ناراحتم اما خوشحالم که ختمش به شهادت شد و رفتنش با عزت. با رفتنش درک ما را بالا برد و فهماند به ما که فقط کاری ماندنست که برای خداست باشد و عشقی جاودانه می‌ماند که به شهادت و وصال ثار الله خرج شود.

به خدا اینان از همه ملی‌تر و مذهبی‌تر و اصول گراتر و اصلاح طلب‌تر بودند.

 

نیروهای شرکتی..

 

بش می‌گم: چرا ما انقد حقوقمون کمه..؟؟

می‌گه: شما نیروی شرکتی هستید.

می‌گم: از این بن‌های کتاب به ما نمی‌دید..؟؟

می‌گه: شما نیروی شرکتی هستید.

می‌گم: از این بن‌های مواد غذایی به ما نمی‌دید..؟؟

می‌گه: شما نیروی شرکتی هستید.

می‌گم: برخی مزایا گه نمی‌شه گفت گیر ما نمی‌آد..؟؟

 می‌گه: شما نیروی شرکتی هستید.

می‌گم: پول لباس به ما نمی‌دن..؟؟

می‌گه: شما نیروی شرکتی هستید.

می‌گم:  بابا خیلی بی عدالتیه..

می‌گه: شما نیروی شرکتی هستید.

می‌گم چرا ما رو آدم حساب نمی کنید..؟؟

می‌گه: شما نیروی شرکتی هستید.

می‌گم آیا ما در اینجا صاحب شخصیت هستیم هر چند کم..؟؟

می‌گه: شما نیروی شرکتی هستید.

می‌گم: می خوام عضو کارگروه‌های تخصصی پژوهشی باشم.

می‌گه: شما نیروی شرکتی هستید.

می‌گم: ما نمی‌تونیم تو کلاس‌های آموزشی شرکت کنیم و از مدیریت آموزش مدرک بگیریم..؟؟

می‌گه: شما نیروی شرکتی هستید.  

بعد از چند ماه ..

آژیر خطر........ این صدای آژیر خطر است هر چه سریعتر به پناهگاه بروید..

 

آمده‌اند آدم جمع کنند برای اعزام به خط مقدم..

می‌گه: بیاید ، بیایید ثبت نام کنید واسه اعزام به خط مقدم..

می‌گم: ما نیروی شرکتی هستیم.. 

 

تایید صلاحیت..

 

می خواهی ازدواج کنی..؟؟

کافیست پسر یک بار دعوا کرده باشد یا نخی سیگار کشیده باشد یا مثلا یک بار با 4 نفر آدم قرتی بگردد. حتی اگر این پسر عالی هم باشد به خاطر همین چند مورد باید با اما و اگر های  زیادی با پدر دختر خانم مواجه شود..

می خواهی لباس بخری..؟؟

وجدانانن کاری با جنسش نداری..؟؟ به طرحش..؟؟ به نفوذ پذیری آب به درون لباس..؟؟ به گرم نگه داشتنت در روزهای سرد..؟؟ به استقامتش در روز هایی که کار می کنی..؟؟

لباس کارگر معدن باید محکم تر باشد یا لباس آنکه پشت میز نشسته و فقط امضا می کند..؟؟ (( اگر منظور این جمله رو گرفتید))

می خواهی ماده غذایی بخری..؟؟

به تاریخ مصرفش نگاه می کنی..؟؟ به جدول انرژیش چطور..؟؟ به سالم بودن مواد اولیه اش چطور..؟؟ اصلا دنبال علامت استاندارد هستی..؟؟ پروانه وزارت بهداشت چه..؟؟ به بویش ..؟؟ رنگش ..؟؟ طعمش..؟؟ مارکش..؟؟ به آنها که وارداتی اند بیشتر اعتماد داری یا آنان که تولید داخل اند..؟؟

می خواهی دکتر بروی.؟؟

می خواهی بروی آرایشگاه..؟؟

می خواهی رشته انتخاب کنی..؟؟

می خواهی نماینده مجلس انتخاب کنی..؟؟

به کدام مهر تایید نگاه می کنی..؟؟

برخی اوقات آنها که ظاهری سالم دارند باطنی آلوده دارند و این شناسایی کار من و تو نیست.. کار کارشناس است.. همان که فساد مواد غذایی را در آزمایشگاه استاندارد تایید می کند..

آب زلال و شفاف رودخانه را دیده ایی..؟؟ آیا آبی پاک و سالم برای آشامیدن است..؟؟ یعنی هیچ گونه باکتری و املاح و جانوران میکروسکپی مزاحم و اسهال آور ندارد..؟؟

همان طور که اعتماد داریم به مهر استاندارد برای یک قوطی کنسرو ماهی همان قدر هم به کارشناسان خبره وزارت اطلاعات و شورای نگهبان اعتماد کنیم..

 

تازه نظارت هست وضع این است اگر نباشد که یک دفعه دیدی دختر شما می افتد دست آدم قمار بازی که برای قمار، ناموس خود را هم روی میز قمار می گذارد و با خیال راحت ورق می اندازد و سیگار میکشد و نامه جام زهر می نویسد..

 

حاج احمد سوداگر..

بچه که بودم تقریبا از دوران قبل از ابتدایی عمو سوداگر را می شناختم. آن زمان که جانشین لشکر ۷ ولیعصر خوزستنان شد تا فرمانده لشکر تا بعد که رفت شمال و شد فرمانده لشکر ۲۵ کربلا و بعد از آن که آمد تهران و سمت فرماندهی لشکر محمد رسول الله تهران شد بعد هم چند پست دیگر و این آخری خود را وقف پژوهشکده دفاع مقدس بنیاد حفظ آثار کرده بود.. 

 هر وقت در دوران بچگی فضولی می کردیم آن پای مصنوعیش را که بقیه اش را امانت نزد اربابش حضرت عباس گذاشته بود  در می آورد و می ترساندمان.

این آخری دیگر عمو سوداگر صدایش نمی کردم بزرگ شده بودم و حاجی صدایش می کردم.

دوستش داشتم به هزارن دلیل که یکی از هزاران مرد بودنش بود. واقعا دوست داشتنی بود در سخنرانی هایش و خاطره گویی هایش و تحلیل هایش و خنده هایش و عصبانیت هایش..

انقلابی انقلابی عاشق شهادت و یاران شهیدش..

دیگر وبلاگ دفاع مقدس به روز نخواهد شد..

مصداق بارز و عینی این آیه..

من المؤمنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضى نحبه ومنهم من ينتظر وما بدلوا تبديلا.

  از مومنان مرداني هستند که به پيماني که با خدا بسته بودند وفا کردند بعضي بر سر پيمان خويش جان باختند و بعضي چشم به راهند و هيچ پيمان خود دگرگون نکرده‏. 

ایران اقیانوس است..


ایران مانند یک اقیانوس آرام است و انقدر ظرفیت و گنجایش دارد که هر کس می تواند در این اقیانوس با بلم یا قایق یا لنج یا کشتی به سیر و سیاحت بپردازی..

اینها حرف های من نیست چون کوچکترین اعتقادی به آن ندارم این ها حرف های آقای سعید سهیلی کارگردان سینماست که به تازگی فیلمی اکران کرده در سینمای ایران با نام گشت ارشاد. ظاهرا می گفت که به من گیر نداده اند و انقدر راحت کارم را کرده ام که خودم تعجب کرده ام.. 

اما چرا باید اینگونه باشد..؟؟

یعنی آنهایی که به تحجر ، دیکتاتوری ، بی هنری ، خشونت ، و قطاری از این صفات معروف هستند وقتی فیلمی بر علیه شان ساخته می شود آنقدر جنبه دارند و حرف نمی زنند تا افرادی اینچنین در موردشان سخن بگویند. 

اما سخن من با آنهایی است که به آزادی بیان ، زنده باد مخالف من ، کشور چند صدایی ، جریان آزاد اطلاعات  و غیره اعتقاد دارند و همیشه داد این را دارند که کشور ما آزاد نیست است. 

چرا تاب و توان و طاقت یک فیلم را هم ندارند. با این دیکتاتور بازی هایی که در عرصه هنر در می آورند به نظر من هر چند که خود را به کوچه علی چپ می زنند و به روی خود هم نیاورند ولی باز هم باعث بی آبرویی خود در عرصه هنر می شوند مثل بی آبرو شدنشان در عرصه های دیگر..

به کجا چنین شتابان ، اخراجی های 3 ، پایان نامه و این آخری قلاده های طلا که امروز اکرانش لغو شده است نمونه های خوبی جهت شناختن طاقت ، جنبه و اعتقاد آنان به شعار هایی است که هر روز سر می دهند و هر روز بلند تر می شود و هر روز گوش خراش کن تر..

پس آقای سعید سهیلی بهتر بود با رویی گشاده و صدایی بلند اعترافت را به همه تعمیم نمی دادی و می گفتی "" بچه های مذهبی در ایران مانند یک اقیانوس آرام است و انقدر ظرفیت و گنجایش دارد که هر کس می تواند در این اقیانوس با بلم یا قایق یا لنج یا کشتی به سیر و سیاحت بپردازی..""

این گونه هست یا نه..؟؟

زن بدبخت را چگونه نشان می دهند..؟؟ جواب: زن چادری ( مثلا همه فیلم ها ))

پسری که می خواهد آدم شود در مرحله اول با او چه می کنند..؟ جواب: ریش هایش را می زنند ( مثلا فیلم سن پطرزبورک ))

دختری که زشت است کیست..؟؟ جواب: کسی که در دبیرستان به ابرو های خود دست نزده.

خانواده بدبخت..؟؟ جواب: کسی که نماز می خواند و مسجد می رود و بچه زیاد دارد و زنش چادری است و حلال خور است و کلا کار های خوب انجام می دهد.

و غیره..

کجایی آوینی: تو جمهوري اسلامي همه آزادن الا حزب اللهي ها

انتخابات..

 

این طور که از شواهد و قرائن معلوم است چند جبهه در انتخابات مجلس شرکت می کنند. این که همه اینها می خواهند برای خدا کار کنند و احکام اسلام را پیاده کنند و گوش به فرمان نائب امام باشند چیز گزاف و دروغی بزرگ است. حتی با کمی جرات و جسارت می توان گفت این همه دعوا حتی برای مردمی که از آن دم می زنند هم نیست.

این مقدمه را گفتم که چون حرف دلم بود اما حرفی که می خواهم بزنم با برخی آقایان است که از همه چیز دم می زنند تا زمانی که همه چیز بر وفق مراد باشد به محض اینکه یکی از آنان سلب شد سریعا تغییر موضع داده و با دادن بیانیه ایی همه چیز را که زمانی خودشان یکی از آنان بودند را زیر سوال می برند..

بعد از رد صلاحیت شدن بیانیه داده که باید با خودشان باشی تا تاییدت کنند..

این کلمه "خودشان" یا "اونا" دو کلمه ایست که تقریبا توسط همه مردم  گفته می شود و به افرادی اطلاق می شود که در حاکمیت و قدرت دولتی یا قضایی یا نمایندگی هستند..

اما به کار بردن این دو کلمه توسط کسی که خودش ۸ سال است نماینده بی چون چرای مجلس است در بیانیه اش که به مناسبت رد صلاحیتش بوده تعجب برانگیز است..

اما چند سوال..

این خودشان چه کسانی هستند..؟؟

یعنی شما از امکانات استفاده نمی کردی و خودشان استفاده می کردند..؟؟

یعنی شما طرح سوال از رییس جمهور را در زمان اوج انقلاب های منطقه که ایران به استحکام داخلی نیاز داشت امضا نکردی و خودشان امضا کردند..؟؟ و کار هایی از این دست..

یعنی شما رانت اطلاعاتی نداشتی و خودشان داشتند..؟؟

یعنی خود شما به بهانه کسب رای دست به هیچ کار سوری اعم از افتتاح پتروشیمی فلان جا نزدی اما خودشان زدند..؟؟

حالا که داری افتتاح سوری می کنی حداقل دو وزیر با خود بیاور مثل وزیر مسکن و یکی دیگه که بعد از افتتاح طرح عظیم در روند کارهای مسکن مهر هم قرار گیرد .. نه اینکه دو ..  چه عرض کنم..

یا شما کلا با کار مشکل داری یا افرادی که در طیف شما نیستند حتی اگر کار هم بکنند با آنها مخالفید و این دقیقا مخالف نظر صریح رهبریست در خصوص قبیله ایی عمل نکردن..

و یه سری کار های اعتقادی دیگه که خودشان می کردند اما خودمان نه..

مثال می خواهید.. مکتب ایرانی مگر حرف انحرافی نیست.

صوفی گری انحرافی هست یا نه..؟؟

 

گزینه های روی میز..


تحریم ، تهدید و مذاکره گزینه های روی میز آمریکا و غرب در این 32 سال بوده اند که مدام از روی میز بودن آنها با ما حرف زده اند اما براستی کدامشان روی میز است و کدامشان در کشوی میز..

مقامات بلند پایه اسراییل همیشه  حسرت فرصت طلایی از دست رفته در زمان اصلاحات که کد هایی از درون حاکمیت جهت کوتاه آمدن ، مذاکره و دادن امتیاز یه آنان بود را می خورند اما با روی کار آمدن دولتی اصولگرا و تغییر گفتمان غالب حاکمیت به گفتمانی ضد سرمایه داری و ضد امپریالیسمی و دارای دیپلماسی عمومی و رییس جمهوری مردمی و ساده زیست و دارای صفات برجسته انقلابی گری و خستگی ناپذیر تمامیت خود را در خطر دیدند.

حال گزینه ها را بررسی می کنیم..

تحریم : واژه تحریم در این سال ها دیگر فقط پوسته ایی ترسناک دارد ولی دارای برکاتی است که اگر مردم آن کشور اعتقاد به " خدا گر ز حکمت ببندد دری . .  " داشته باشند می توانند به راحتی با اندکی توکل و تلاشی بسیار آنچه ناممکن بوده را ممکن کنند. از مثال هایش پرهیز می کنم به دلیل کثرت وجود مثال در زمینه ناکار آمد بودن تحریم ها البته دست انداز درست می کند اما چاه نیست..

تهدید : تهدید می تواند مانع شود اما برای مردمی ترسو و ملتی فاقد اعتقاد و الگو. تهدید را می توان مهمترین گزینه دانست زمانی که نوچه های داخلی دست به کار شوند و دل مردم را خالی کنند. بله ،، زمانی که گوش ملتی به دهان نخبه سیاسی خائن و ترسو بود می شد ملت را ترساند و بر علیه حاکمیت شوراند اما اگر ملت دارای رهبری حسینی و حکیم و شجاع بود و آن زمان که همه مسئولین تا کمر در مقابل آمریکا خم شده بودن و برخی شان فرش قرمز زیر بغل داشتند برای پهن کردن زیر پای سربازان  آمریکایی ،، رهبر انقلاب سفر به سیستان را در دستور کار قرار می دهد و با قایقی جنگی در دل دشمن می رود و منطقه را بررسی می کند ، می دانید چه قوت قلبی به ملت می دهد ..  چقدر این رفتارها شبیه رفتارهای عباس بن علی است در روزهای هفتم و هشتم و نهم محرم..

مذاکره : این واژه از آن واژه هایی که ظاهری دارد و باطنی. ظاهری کاملا دوستانه و خیر خواهانه. کاری در جهت نشان دادن رفتاری دموکراتیک وگفتگو محور که بتواند بحران ها را بدون تنش و خونریزی و بدور از آسیب زدن به ملت ها حل و فصل نماید. اما امان از روزی که باطن واژه مذاکره به ظاهرش بچربد آنوقت معلوم می شود طرف های مذاکره کننده مسئولین دستگاه های جاسوسی و امنیتی و خرابکاری هستند و بازرسانشان جاسوسان و منظورشان از شفاف سازی دادن اسامی و اطلاعات محرمانه و حذف آنان از سیستم های هدف و بعد چهرهایی اندوهناک به خود گرفتن و محکوم کردن این اقدامات تروریستی. مذاکره در تعریف غرب و آمریکا عملی است که باید طرف رو به رو بنشیند و هر چه آنان گفتند او بدون هیچ کم وکاستی و چون و چرایی بگوید چشم و اگر "نه"  گفت بلایی سر او بیاورند که از "نه" گفتن خود پشیمان شود.

حمله نظامی : این گزینه زمان زیادیست که در کشوی تصمیم گیران کاخ سفید گذاشته شد و جرات دست زدن و بیرون آوردن آن را ندارند.کارشناسان و مقامات ارشد نظامی کاخ سفید  به خوبی می دانند که اول باید حریف را خلع سلاح کرد و بعد به حریف بی دفاع و از قبل بازنده خود حمله کنند و بعد جشن پیروزی بگیرند. اما آیا آنها توانسته اند ما را هم مثل عراق و افغانستان خلع سلاح کنند. سلاح ما چیست..؟؟ شهاب 3..؟؟ زلزال..؟؟ کدام موشک و کدام امکانات می تواند به عنوان  یک سلاح مطمئن برای ما عمل کند.؟؟ آری آنها به خوبی و حتی بهتر از خود ما می دانند سلاحی که ما داریم چیست..؟؟ 

همان که به خاطرش تازه پیراهن های مشکیمان را در آوردیم. همان که 9 دی را خلق کرد و همان که بواسطه اش 10 سال کل دنیا با ما در جنگ بود و ما با آنها در دفاع.  آری فرهنگ شهادت ، الگویی به نام حسین و عباس و قاسم و ظهیر و حبیب و زینب..

به نظر من گزینه هایی دیگری روی میز است. که بتوان به واسطه آن به بهترین حالت ایران اسلامی را از پای در آورد. تحریم و تهدید و مذاکره و حمله نظامی را اجرا می کنند  البته  به صورتی کاملا روانی و تزیینی اما در عمل و در واقعیت و در کمال آرامش و به دور از فضا سازی های رسانه ایی گزینه های مانند سست کردن اعتقادمان به اسلام ، تغییر الگوهایمان ، شبه افکنی ، انحراف در افکارمان و بی اعتماد کردن مردم  نسبت به سیستم کار آمد جمهوری اسلامی با خرید و تطمیع برخی مسئولان ، پایگاههایی به نام سایت و روزنامه و مجله ، فعال کردن عوامل یا بهتر بگوییم پادوهای میدانی خود..

جمله آخر اینکه فکرمان را از آنچه به خورد ما می دهند بیرون بیاوریم و از بالا قضایا را رصد کنیم.

 

این مطلب را در دروازه شرق  و صراط نیوز و جام نیوز مشاهده کنید.

 


هیچ ندارم..


بیشتر که می گردم بیشتر می فهمم که هیچ ندارم و بیشتر مضطرب می شوم و بیشتر امیدوار..

کوله بارم را می گویم ، دستانم خالیست از واجبات خدا..

هر چه نگاه و فکر میکنم میبینم نمازی که می خوانم عادتی شده برایم.. روزه و حج و امر به معروف و نهی از منکر و جهاد و تولی و تبری هم به جای خود.. خمس و زکات را که قربانشان بروم. می دانم که " اِن قُبِلَت قُبِلَ ما سِواها و اِن رُدَّت رُدَّ ما سواها " ولی در قنوت هایمان هم می خوانیم که "الهی عاملنا بفضلک و لاتعاملنا بعدلک".


شاید مجالس ابا عبد الله نجاتمان بدهد آن زمان که خدا از اعضا و جوارحم می پرسد..

امیدوارم چشم و پا و دست و سینه ام و زبانم آن زمان که در روضه و هیئت بودم به دادم برسد..

وَ جَعَلْتَهُمْ شُهُوداً عَلَیَّ مَعَ جَوَارِحِی..

خدایا به محرم و صفر احتیاج دارم، دوست دارم سال بعد هم در روضه باشم..



خودمان و خودمان و فقط خودمان..

به کمی طولانی بودن متن می ارزد محتوایش..

مدتی پیش نهار مهمان یک حسنیه بودیم ، دو نفر از با تجربه های جمع یکی در زمینه نفت و دیگری جنگ به بیان خاطراتی در مورد لزوم ایستادن روی پای خود پرداختند و می گفتند همه به نحوی به فکر ضربه زدن به ما هستند و این خود ما هستیم که باید روی پای خود به هر قیمتی که شده بیاستیم..

این خاطرات را برای یکی نقل کردم او هم که در کار سفارش و خرید تجهیزات آب است خاطره ایی گفت و امروز در سایتی خواندم از ضربه های دشمنان که قصد کردم به نوشتنش..

 

اما خلاصه وار خاطرات..

1..)) در پروسه انتقال نفت مهمترین وسیله با علم به مهم بودن همه تجهیزات ، پمپ ها و لوله های انتقال خیلی مهم هستند ، پمپ ها و لوله های خریداری شده ما از کشورهای غربی عمدتا آن مشخصات واقعی خود را ندارند یعنی مثلا اگر روی پمپ نوشته ( تا 200 بار را تحمل می کند ولی در عمل می بینیم که با وارد آوردن 70 بار پمپ خورد شده و پروسه انتقال مثلا در کف دریا  stop می شود همراه با نشت سرمایه ملی  به آب و صدای قهقهه آنان. برای لوله ها ، بست ها و غیره هم تا دلتان بخواهد مثال هست و باید خودکفا شویم به هر قیمتی..

 

2..)) در جریان خرید اسلحه از دلالان اسلحه در کشورهای همسایه در زمان جنگ ، کشور های غربی و بویژه آمریکا دلالان را شناسایی می کرند و با تهدید و تطمیع ،، دلالان را مجبور می کردند که آن اسلحه ایی را که ما به شما میدهیم باید به ایران بفروشی..

میگفت : ما این اسلحه را مثلا توپ 160 m m  را می خریدیم با توپش.. زمان عملیات وقتی شلیک می کردیم توپ 20 متر  آن طرف تر می افتاد و منفجر می شد.. می گفت حالا ما بودیم و انباری از این مهمات های تقلبی و بدرد نخور و لشکر های تا بن دندان مسلح عراق و جوان ها و سرمایه های خودمان و . . .

میگفت : دوباره خودمان با صرف انرژی بیشتر می ساختیم و جنگ را به دندان می کشیدیم..

 

3..)) همکارم می گفت در برخی از سیستم های انتقال آب در تصفیه خانه ها ، پمپ باید آب را با فشار زیاد به خطوط شبکه شهر بفرستد تا مردمی که در آخر خط هم زندگی می کنند بتوانند آب را با فشار مناسب داشته باشند .. از یک شرکت آلمانی که آلمان ما را در صنایعش تحریم کرده پمپ خریده اییم همه پمپ ها در مرحله امتحان با نیرویی معادل یک چهارم آنچه در شناسنامه اش نوشته شده ترک برمی داشت و بعد از مدتی خورد می شد..  حالا داریم به امید خدا می سازیم و ما قهقهه می زنیم..

 

4..)) اینجا را بخوانید بعد بیایید و نظر بدهید..

 

پا نوشت........................................................................................

 

این ها قطره ایی از دریای خیانت کشور های غربی و مدعی حقوق بشر و حقوق انسانی و دوستدار علم و فن آوریست که در حق ما روا داشته اند..

الهی فقط خودت..