اعتقاد من براین است که این جهان به مثابه راه پله است. یا به سمت روشنایی بالا می‌روی یا تاریکی زیر زمین. اصلا راه صافی به منظور راه خنثی وجود ندارد. اعتقاد دیگری هم دارم اینکه این جهان علاوه بر راه پله بودن دو راهی و چند راهی هم دارد شدیداً.

یعنی ما در هر کاری یا اتفاقی اعم از خوشبختی یا بدبختی، مریضی یا سلامت، پولداری یا بی پولی، تهرانی یا شهرستانی، مسئول یا غیر مسئول، مسلمان یا کافر وغیره که باشیم در معرض آزمون و ابتلای الهی هستیم.

امتحان و آزمون برای بالا رفتن مقام آدمی و کمال است و هر چه دیدمان بازتر شود بالطبع آزمون مشکل‌تر می‌شود.

در آخر الزمان بصیرت مردم بالا می‌رود اما نگه داشتن دین مثل نگه داشتن آهن گداخته در دست است یعنی آزمون‌های مشکل و قبول نشدگان زیاد. سخت ترین آزمون، آزمون اقتصادی است و آنچه که مربوط به سفره است و شکم. شاید برای همین است که برای صدقه دادن علی (ع) در نماز و یطعمون طعام علی حبه مسکین و یتیم و اسیرا خداوند آیه نازل می‌کند. دقت دارید به آیات انفاق:

لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون..

و یطعمون طعام علی حبه مسکین و یتیم و اسیرا ..

آیه اول می‌گوید به خوشبختی نمی‍رسید مگر اینکه از آنچه دوست دارید انفاق کنید. در آیه دوم می‌گوید مسکین و یتیم و اسیر را از آنچه دوست داشتند طعام دادند.

آری مما تحبون و علی حبه کلید قبولی انفاق است. نه آنچه که احتیاج نداریم یا در خانه زیاد است را ببخشیم یا غذایی که اضافه مانده را..

در وانفسای بازار مرغ که دو سه هفته پیش بود یکی را می‌شناسم و دیدم که به زور 2 مرغ گیرش آمده به نرخ دولتی اما 2 ران و 2 سینه مرغ را به یکی که از خودش ضعیف‌تر بود بخشیده بود.

بعضی وقتا فک می‌کنم ما با چه رویی باید اون دنیا حاضر بشیم و جواب بدیم در صورتی که هم سوالات رو داشتیم و هم جواب‌ها رو هم امتحان اوپن بوک بود هم می‌تونستیم راحت تقلب کنیم از زرنگ‌ترین افراد رشته مون..