نقد گشت ارشاد 2
در فردای آن روز یا سکانس بعد آب سردی روی تو ریخته میشود با دیدن این صحنه که وای اینها واقعاً بسیجی هستند و اهل هیئت. تازه آن کسی که بزرگتر این گروه است زیر علم هیئت هم میرود. اما فقط به خاطر اینکه زورش زیاد است نه اینکه اعتقاد داشته باشد. آنها با روحانیت مخالفند و برای شرکت در مراسم هیئت هم دم در نشستهاند به سیگار کشیدن و حرف زدن و فقط برای شور آخر سینه زنی به داخل هیئت میروند.
نکته دیگر در این فیلم رواج فرهنگ secret یا زار است که اساس آن برای سوار شدن بر اندیشههای پاک جوانان است. قانون زار میگوید: نمیخواهد زحمت بکشی برای به دست آوردن چیزی، تو به یک چیز فکر کن کائنات برای تو فراهم میکند. در آخر فیلم هم آن فردی هم که تابلویی دارد که هر چه میخواهد نقاشیش در آن نصب کرده به همه چیز میرسد و آنان که قانون زار را مسخره میکردند به هیچ چیز نرسیدند.
یک سوال در مورد قانون راز: آیا اگر مرم مصر، لیبی، یمن، ایران، تونس و جاهای دیگر مینشستند و به رفتن مبارک و عبدالله صالح و معمر و شاه وصدام و غیره فکر میکردند آیا میرفتند..؟؟ تفکراتی انحرافی و خطرناک برای تنبل کردن جوانان یک کشور. البته این وعده شیطان است که کارهای خلاف را زینت میبخشد و خوب جلوه میدهد البته آگاهی و هوشیاری جوان ما را می طلبد.
حرف زیاد است و نمیخواهم نوشته را طولانی کنم.
اما خوب یاد گرفتهاند این سینماییهای ما و میدانند پول دیگر در اسم کارگردان و فلان بازیگر نیست. دیگر پول در آن نیست که مثلا گلزار با افشار که هر دو پولدارند و می خواهند از هم طلاق بگیرند یا دو پولدار به شمال بروند و غیره الان پول در این است که ارزشها را به تمسخر بگیری.
ارزشهای یک کشور تمام دارایی آن کشور است. متاسفانه کارگردانی حالا دانسته یا ندانسته برای جذب مخاطب دست به کارایی میزند که عاقبت خطرناکی دارند. یادمان نرفته سینمای دهه 70 را که پسر و دختر با هم در مهمانیها یا دانشگاه یا پارک یا خیابان آشنا میشدند و به زور دعوا و قهر و بی احترامی به پدر و مادر و به بهانهی بابا اینها جوان هستند، پدر و مادر را به زور راضی به ازدواج خود میکردند و بعد از آن مراسم خواستگاری را نشان میداد که در آن جلسه پدر عروس خانه، ماشین، کار، و سفرهای آنچنانی و مهریه سنگین از داماد میخواست و داماد هم دست به هر کاری میزد و همه شرایط مادی مادی مادی پدر عروس را فراهم میکرد و با مهره سنگین با وجود مخالفت پدر و مادرش و این دیالوگ که "" کی داده و کی گرفته"" راضی به ازدواج میشدند و بعد پسر و دختر در شرایطی عاشقانه و عالی به خانه بخت رفته و فیلم تمام میشد. اما اثرات آن رادر دهه 80 در برنامه های شوک و خانوادگی و خانواده سالم و غیره دیدیم که زندانهای کشور مملو از زندانیهای مهریه شده بود. حلا هم با تمسخر ارزشها،، اگر کشور دچار بحران شود ممکن است جوانان یک کشور به جای جان فشانی و حرکت انقلابی مثل دوران جنگ در گوشه خانه بنشنند و به پیروزی فکر کنند تا در اتاق بغل دشمن به ناموسشان تجاوز کند. میترسم مخ جوانان آینده آنقدر کشش نداشته باشد که به چند چیز همزمان فکر کند. تهدید های خارجی، تجاوز دشمن به خاک، تجاوز دشمن به ناموس، نبود انگیزه، کار، خانواده، مسکن یا بهتر است مواد مخدر مصرف کنی تا آزاد شوی از این افکار پلید.
یادم هست دهه 80 که میخواستند گیتار را در کشور رواج دهند فیلمهاشان یک دیالوگ مشترک داشت و آن اینکه (( من از اسپانیایی ها خوشم میاد. چرا؟؟ چون در اوج ناراحتی گیتار میزنند و شاد هستند و میرقصند.)) عجب توجیهی.. الان مردم اسپانیا ناراحتند و خشمگین . یک گیتار زن در میان اعتراضات نشانم دهید.
شیعه خون دل خورده ترین قوم و ایران پر تلاطم ترین کشور جهان..