این یک پست آسیب شناسانه است و از سر دلسوزیست..

قبل ترها که در قم درس می‌خواندم، برای عضویت در کتابخانه مرحوم مرعشی نجفی لاجرم باید از دفتر یکی از روحانیت بلند پایه یک معرفی نامه می‌آوردیم با هر مضمومی.

برای راه افتادن کارت در فلان  اداره اگر از فلان امام جمعه یا نماینده مجلس خبرگان نامه ببری کارت بدون فوت وقت انجام می‌شود.

برای استخدام اگر یک درخواست بنویسی و به آن اداره خاص بدهی تا سالها جوابی نمی‌گیری لابد جا ندارند، اما کافیست همراه نامه یک پاراف از فلان دفتر روحانیت  هم همراه داشته باشی سریع به کارت رسیدگی می‌شود.

برای به مدیر کل رسیدن یک مدیر حتما باید حمایت نماینده ولی فقیه راجلب کند.

برای رسیدگی به کارت در دادگاه اگر نامه داشته باشی یا از بچه‌های مرتبط باشی مشکلی پیش نمی‌آید.

خلاصه انسان انسان است چه آیت الله چه سردار چه جانباز چه طلحه چه زبیر چه مهندس چه غیره اگر دچار غرور شود ، هر چه بالاتر نشست استخوانش سخت تر خواهد شکست.

مافیا یعنی گروهی که برای انجام کاری خاص حتما باید عضو آن گروه مافیا باشی. مثل مافیای‌های ایتالیا که نمی‌خواهم اسمشان را بیاورم.

حالا فرض کنید این گروه در اختیار مذهبی‌ها باشد خاص روحانیت. عجیب می‌شود اتوبانی برای ورود و خروج افراد نفوذی و ریا کار که جز ضربه زدن به اسلام و انحراف اسلام و بدبین کردن مردم نسبت به دین محصول دیگری ندارد.

البته سیاست ما از دیانت ما به هیچ عنوان جدا نیست و الگوی ما در این نوع حکومت هم رهبر است که قاطع ترین فرد در اجرای قانون است نه رابطه.